سیدعلی حق شناس:اگر یک روز پول به فدراسیون ها تزریق نشود احدی در آن ها کار نمیکند

 

سید علی حق شناس:

اگر یک روز پول به  فدراسیون ها تزریق نشود احدی در آن ها کار نمی کند
.

 

گفت و گوی اختصاصی پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران با استاد سید علی حق شناس همان طور که انتظار داشتیم مورد توجه علاقه مندان قرار گرفته است. در ذیل بخش سوم این گفت و گوی جذاب را با هم پی میگیریم.

 

ما در پایگاه اینترنتی کانون صفحه ای داریم به نام تاریخچه کانون تکواندوکاران که در آن به طور مستند، کارشکنی های سازمان تربیت بدنی و فدراسیون تکواندو در طول این سال ها بازگو شده است. اما این ها روی ماجرا هستند، قطعا در پس هر بخشنامه و تهدید مکتوب و ... ماجراهای زیادی نهفته بوده است، اگر مقدور است خوشحال می شویم بخشی از این کارشکنی ها که شما در عمل با آن درگیر بودید را در حد امکان برایمان بازگو کنید.

به نکته خوبی اشاره کردید. شما فکر کنید که فقط یک کدام از این نامه ها کافی بود که دودمان هر تشکل نوپایی را برای همیشه بر باد دهد. خودشان از روز اول می گفتند این ها تا دو ماه دیگر کارشان تمام است.

البته شما در مسابقات کشوری در سال 85  گفتید که بی صبرانه منتظر  تحقق وعده دو ماهه این آقایان هستید.

درست است. من روزی که این کار پر رنج را شروع کردم قسم خوردم که تا آخرش بروم. تاوان های شخصی زیادی هم دادم اما پای کاری که با اعتقاد انجام دادم تا آخر می ایستم. درمورد کارشکنی ها باید بگویم فردی که به خود اجازه می دهد با سوء استفاده از مقامش در سربرگ یک ارگان که متعلق به بیت المال است به دیگران توهین کند ، مردم را تهدید نماید  و آن را منتشر کند، ببینید حاضر است برای حفظ مقام و میزش تا کجا ها برود .از روز اول به طور رسمی تکواندوکاران را می ترساندند که وای به حالتان اگر با این ها کار کنید.

اما تمام استان ها سمت ما می آمدند. می گفتند با این کار هایی که کردیم مگر این ها می توانند کار کنند. اگراین ها  توانستند یک مسابقه برگزار کنند. اولین گروه مربیان و داوران کانون را که آموزش دادم هفته بعدش اولین مسابقه برگزار شد.

بخشنامه به استان ها را بعد از این مسابقه زدند؟

 بخشنامه ای را یک سال قبلش صادر کرده بودند.اما وقتی دیدند با تشکیلات جدی طرف هستند، پس ازبرگزاری  اولین مسابقه، پیرو بخشنامه اول، اقدام به صدور بخشنامه های دیگر کردند.  از این جا  بود که درگیری و پاپیچ شدن آن ها به ما شکل جدی و سازمان یافته تری به خود گرفت.

به طور دقیق  چه کار می کردند؟

به شدت روی مسابقه برگزارکردن حساس بودند. به عنوان مثال ما سالن را به طور قانونی اجاره می کردیم و بهایش را پیشتر می پرداختیم. اما با رابطه سعی می کردند سالن را از دست ما در بیا ورند.

دومین دوره مسابقات بود. سالن حیدر نیا را گرفته بودیم.

دو دست شیاب چانگ لازم داشتیم. یکی را باید از تهران جوان می آوردیم و دیگری را از باشگاهی در لویزان. ساعت 5 عصر که یکسری وسایل را بردیم حیدر نیا، مسئول سالن گفت اگر تا ساعت 8 وسایلتان را کامل نیاورید، سالن را به فرد دیگری اجاره می دهیم و ... گفتم دارند کارشکنی می کنند. اول رفتیم لویزان، وسط راه وانتمان خراب شد. خلاصه ساعت 12 شب رسیدیم حیدر نیا. در را باز نکردند. به بچه ها گفتم تشک ها را خالی کنید جلوی در. بعد رفتم تهران جوان، دیدم کسی نیست.  رفتم در خانه آقا محمود(مشهدی رجب) کلید دستش بود و پیغام داده بود که من خانه ام.طرفای ساعت 1:30 بود که با ایشان دو نفری تشک ها را بار وانت کردیم و من رفتم حیدر نیا. ایستادیم تا صبح شد . مسئول سالن که حسابی او را ساخته بودند باز هم ممانعت می کرد. خلاصه کارشان را بی اثر کردیم و مسابقه را برگزار کردیم.

شنیدیم اولین دوره تاپ تکواندو هم خیلی فشار آوردند.

برای تاپ تکواندو که سنگ تمام گذاشتند. از دو هفته قبل از مسابقه، قراردادمان را با سالن مربوطه محکم بسته بودیم. پنج شنبه شب یعنی شب پیش از مسابقه من رفتم رینگ را از یکی از باشگاه های شرق تهران با یک خاور آوردم. ساعت 6 یا 7 غروب بود، نزدیک سالن که شدم از چهره بچه ها فهمیدم که خبری شده است. حفاظت  مجموعه می گفت  به ما دستوری ابلاغ نشده و با ما هماهنگ نشده است. فردا هم  ،سالن در اختیار فوتسالی ها است. خلاصه مسئول اصلی را نیمه شب دم در خانه اش ملاقات کردم و موضوع حل شد. ساعت 3 بامداد بود که وارد سالن شدیم. داشتیم رینگ را می بستیم که دیدیم پیچ های رینگ را خاور برده است. بلافاصله دو تا از بچه ها را سراغ یکی از دوستان تراش کارم فرستادم و در کارگاه او پیچ رینگ را ساختیم.

الان که شما این ها را تعریف می کنید نفس من می گیرد. بالاخره مسابقه برگزار شد.

معلوم است که برگزارشد. اتفاقاً بسیار عالی و با کیفیت. برای اولین بار در ایران هوگو را در مسابقات رینگی برداشتم و فایتر ها در رینگ و در سبکی کاملا آزاد بدون هوگو و با لباس رسمی تاپ (تاپ تکواندو) مبارزه کردند.خودم از اولین فایت تا آخرین فینال پای رینگ بودم. فینال ها هم با روش نورپردازی جدید که تازه دو سه سالی است در ایران باب گردیده ، برگزار کردیم.

آیا باز هم جلوی کا را می گرفتند؟

این تازه اول کار بود. آن ها می زدند و ما کار خود را می کردیم. بعد از چند مسابقه، دو تا سه سالن را همزمان اجاره می کردیم. در همان سال اول 11 دوره مسابقه برگزار کردیم، برای اولین بار در ایران دو  مدرسه تکواندو تاسیس و به بهره برداری رساندیم . بهترین داوران و مربیانمان را در همین سال ساختم. یادم است یکی از نشریات طرف دار آقایان تیتر زده بود که کانون تکواندو کاران زمان را هم جواب کرد.

شما در واقع از همان اول طوری مجموعه را پی ریزی کردید که هیچ نیاز مالی و فنی به جایی نداشته باشید.

اول کار می گفتند این ها فنی نیستند، علمی نیستند. من هم گفتم آقایان فنی! لطفا سوابق فنی و تحصیلیتان را رو کنید تا ما هم بدانیم. یک داور و مربی از فدراسیون در مجموعه مانبود. همین استاد شما آن زمان بیست سالش بود که مربی و داور شد.برخی قدیمی ترها می گفتند، این ها جوانند چرا به این ها پا می دهید و قضاوت های سخت را به آنان می دهی و ...بعدا فلان می شوند.اما همین نوجوان ها حالا از بهترین های ما هستند.

البته شما با انتشار سوابقتان خیلی چیزها را ثابت کردید؟

من خود راضی به انتشار سوابق نبودم.

چرا؟ فکر نمی کنید با آن همه ترور شخصیتی که برای شما انجام می دادند، این کار تو دهنی محکمی به آن ها بود؟

مسأله همین بود. آن ها چون در میدان نتوانستند مردانه مبارزه کنند،شروع کردند به تخریب شخصیتی. هر چه می خواستند راجع به من می گفتند و پخش می کردند و همه چیز را وارونه جلوه می دادند. من حتی اول کار کانون در جلسه هیأت مدیره گفتم مصاحبه ها را فرد دیگری انجام دهد. زمان مربی گری و بازیکنی به اندازه خودم و به قدر کافی در جراید بودم و به این چیز ها دلبستگی نداشتم. یکی از اعضا را پیشنهاد دادم. برخی به شدت مخالفت کردند. گفتم این هم یکی از دستورات جلسه است و باید رای گیری شود. همه به جز خودم و نفر پیشنهادی ام به مصاحبه کردن من با رسانه ها رای دادند.

این زمان ابتدای کار کانون بود؟

بله سال 80 بود. چون کار را تازه شروع کرده بودیم ،خبرگزاری ها و روزنامه ها شروع کردند به تماس گرفتن و مصاحبه کردن تا ببیند جریان چیست.آن زمان برای خیلی از مردم واژه غیر دولتی مترادف بود با غیر قانونی. مرتب باید توضیح می دادیم. بعد شنیدم که در جزء یکی از حرف هایی که برایم ساخته اند این است که عاشق شهرتم. راجع به انتشار سوابق نیز باز اعضای شورای مرکزی اصرار کردند که  این کار لازم است و باید صورت بگیرد. اما زیر بار نرفتم. تا این که یک روز شاگردانم از یکی از استان های شمالی آمدند دفتر و گفتند استاد، فدراسیونی ها و دیگران جای خود. این آقایی که یک روز در باشگاه سرباز کلی از او تعریف و تمجید کردی، آمد شمال و با تمسخر گفت: فلانی که دان چهارش را من برای او بستم و ....

 چند سال پیش از آن نیز این آدم با معرفت که خیلی ها فکر می کنند مربی من بوده است، از این حرف ها ی گنده تر از دهنش راجع به من زده بود.  آن سال ها وقتی به او گفتم ، به کلی انکار کرد و قسم خورد که چیزی نگفته و گفت که می خواهند بین ما را خراب کنند. وقتی بچه ها این راگفتند گوشی تلفن را برداشتم و بعد از یکی دو سال به او زنگ زدم. اول مرا نشناخت، گفتم من همانی هستم که دان چهارش را بستی. گفتم تو خجالت نمی کشی مرد حسابی... از این جا بود که فهمیدم شب و روز کارکردن ما، چه خار چشمی شده است .خلاصه گفتم سوابق را منتشر کنید.

من آن پوستر شما که برای دومین دوره تاپ تکواندو قهرمانی کشور چاپ شد و سوابقتان در آن درج گردید را نقطه عطفی در فعالیت های کانون و تاپ تکواندو می دانم.

بله حاسدان همه جمع شده بودند که مجموعه مارا که با عشق کار می کرد زمین بزنند. اما عزت و ذلت دست کس دیگری است .خدا را گواه می گیرم که از روز اول این مجموعه تا کنون از چهار تا صد  برابر هزینه ای که درآمد داشتیم را خرج کرده ایم. فدراسیون با آن همه امکانات از سال 80 که ما شروع کردیم تا کنون از تکواندوکاران برای مسابقات کشوری  از 5 هزار تا 20 هزار تومان ورودیه می گیرد. اما ما که برای گرفتن یک سالن هزار مشکل داریم و حتی برای صندلی داورانمان هم پول می دهیم از 500 تومان تا 6 هزار تومان ورودیه گرفته ایم و سرویس دهی که انجام دادیم با آن ها قابل قیاس نیست.باور کنید اگر یک روز پول در این فدراسیون ها تزریق نشود احدی در آن ها کار نمی کند. یعنی عرضه اش را هم ندارند. من افتخار می کنم پشت میزی نشسته ام که با دست و دست رنج خودم آن را خریده ام.

 

ادامه دارد...

 

برگرفته از پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ایران
  
نویسنده : روابط عمومی انجمن ساواته ایران ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱
تگ ها :