گفت و گوی اختصاصی سید علی حق شناس با پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ایران.

گفت و گوی اختصاصی سید علی حق شناس با پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ایران. (بخش پنجم و پایانی)

گفت و گوی جذاب پایگاه اینترنتی انجمن صنفی کانون تکواندوکاران با استاد سید علی حق شناس ریاست کانون به نقطه پایانی خود رسید . ضمن تشکر از اعضا و هواداران سراسر کشور و خوانندگان گرامی که در این مدت با تماس های محبت آمیز خود ما را دلگرم کردند، توجه شما عزیزان را به بخش پایانی این گفت و گو جلب می کنیم.

از اوایل سال 1383 تا کنون ، صرف نظر از فعالیت اتحادیه متخصصان ورزش های رزمی که مسئولیت آن بر عهده شما است ، ما شاهد یک دوره کم تنش  به نسبت سال های اولیه کار کانون هستیم. این را شخصاً چطور ارزیابی می کنید؟

خوب ما در سال 83 به طور رسمی اتحادیه را تاسیس و تاپ [تاپ تکواندو] را را مستقل کردیم. اتحادیه موسسه ایست که از دل آن 20  تا  کانون بیرون می آید. دو سال بعد هم جمعیت [جمعیت سازمان های غیر دولتی ورزش ایران] را تاسیس کردیم.


ظاهرا یک شرکت فوتبالی هم را ه اندازی کردید؟

بله همان سال 85 بود به اتفاق دو سه تن از نامی های فوتبال ،اولین شرکت رسمی نقل و انتقالات بازیکن را تأسیس کردیم.


آیا این فعالیت ها و به ویژه تأسیس اتحادیه روی کار کانون تکواندوکاران تاثیر نگذاشته است؟

نمی توان دقیقاً این را گفت. برای هر مسئولیت برنامه ریزی کرده ایم. ورزش های رزمی خود یک دنیایی است. ما در اتحادیه هفت معاونت فقط برای رشته های اصلی داریم که هر کدام فعالیت های مربوط به خود را دارند. برخی از معاونت ها تا 16 سبک را تحت پوشش قرار داده اند. مضاف بر آن اعزام ها را نیز در نظر بگیرید. از سویی محدودیت های اعمال شده در استان ها ی کشور  روی فعالیت کانون بی تاثیر نبوده است. بیشتر نمایندگی های ما از این مسأله آسیب دیدند. آقایان، برخی از این نمایندگی ها را با زور و برخی دیگر را با تطمیع از ما جدا کردند.جالب است که شنیدم از بعضی اعضاء سابق ما که روحیه ایستادگی نداشتند توبه نامه گرفتند!


برخی را چگونه تطمیع کردند؟

وعده مسئولیت، دان، تقدیر و ...


شما چیزی به آن ها نگفتید؟

من هیچ کس را با زور و  وعده وارد تشکیلاتم نکرده و نمی کنم. در [درب] این خانه ای که ساختیم به روی همه باز بوده و است اما هیچ وقت دعوت نامه برای احدی نفرستادیم، به کسی هم باج ندادیم. اوایل کار کانون که حتی یک مسابقه هم برگزار نکرده بودیم، یکی دو قدیمی حاضر در مجموعه، گفته بودند که این ها ما را پله کرد ه اند. جالب بود که همان ها در اولین آزمون دان های بالای پومسه [تکواندو] ،جلوی بچه ها کم می آوردند و می آمدند مخفیانه از من سوأل می کردند. دیدم این کار ها برای یک چنین مجموعه با اخلاصی سَم است. گفتم برادران بزرگوار من ، این جا یک سازمان است و من از حاشیه  گریزانم . شما دارید حاشیه سازی می کنید. من مخلص شما هستم اما بهتر است با هم کار نکنیم تا حرمت ها و دوستیمان حفظ شود.


آیا تنش با فدراسیون تکواندو کماکان ادامه دارد؟

ما کار خود را کرده و خواهیم کرد هر زمان اراده کرده ایم بیشتر از برنامه ریزی که داشته ایم ، فعالیت کرده ایم. در این سال ها به جز اعمال کار شکنی های علنی، کارهای پشت پرده برخی از افراد را هم شاهد بوده ایم که جواب های لازم را علنی داده ایم.


یعنی بعد از این سال ها هنوز هم کارشکنی می کنند؟

بله، تا دلتان بخواهد. حدود یک سال پیش برای کاری به وزارت کشور رفته بودم که به طور اتفاقی یکی از کارشناسان مربوط به انجمن های صنفی را دیدم. گفت آن فردی که خیلی با شما مخالف است هر روز می آید و پی گیری می کند تا کمیسیون با شما برخورد کند و به قول خودش کار کانون تکواندوکاران را یکسره کند.


شما چه گفتید؟

گفتم؛به شدت ترسیدم.(خنده)


... آینده کانون را چه طور ارزیابی می کنید؟

کانون سوای اینکه یک تشکل است، سمبل مردم سالاری در ورزش ایران است. وقتی ما در دانشگاه ها شاهد نگارش پایان نامه هایی با مضمون کانون تکواندوکاران هستیم به عمق تاثیر گذاری این نهاد پی می بریم. حضور موثر مردم در تمامی عرصه ها  اجتناب ناپذیر است و دولت ها باید با این مسأله کنار بیایند. به قول هانتینگتون [ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز برجسته غرب] جهان به سمتی می رود که دولت ها مجبور به گردن نهادن به خواسته های مردم خواهند بود و این مردم اند که حاکمان آینده خواهند بود. در واقع تاریخ جهان در حال گذار از دولت سالاری به مردم سالاری است  و هیچ تمدن و  کشوری از این قاعده مستثنی نیست. شاید این اتفاق در ورزش ما و در ارتباط با سازمان های غیر دولتی ورزش سال ها زمان ببرد و به عمر من کفاف ندهد. اما کانون تکواندوکاران در بدترین شرایط  خود به لطف خدا و امیر المومنین [علی (ع)] سرپا ایستاده و  خواهد ایستاد.


شما سال گذشته به مناسبت سالگرد تاسیس کانون به اعضا و هواداران پیامی را صادر کردید آیا به عنوان سخن آخر امسال هم پیامی را برای کانونی ها و تاپ تکواندوکاران دارید.

لازم می دانم از تمامی سروران و عزیزانم  که طی این ده سال در حفظ و گسترش فعالیت های کانون و تاپ تکواندو از جان مایه گذاشتند به عنوان یک عضو  و برادر کوچک تشکر ویژه داشته باشم. مطمئن باشند این روزها سپری خواهد شد و آینده از آن این عزیزان است.


از شما به جهت وقتی که در اختیار ما قرار دارید بی نهایت سپاس گذاری می کنیم.

من هم از شما ممنونم.


پایان


مصاحبه کننده: ابراهیم پیرایش.

تهیه و تنظیم: سجاد بابایی و علی چاووشی.

 سازمان هواداران اولین نهاد مدنی ورزش ایران.


 

برگرفته از پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ایران.

  
نویسنده : روابط عمومی انجمن ساواته ایران ; ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٩
تگ ها :

سیدعلی حق شناس:بیست سال دیگر هم بگذردقانون شکنان رابه سزای اعمالشان خواهیم رساند


گفت و گوی اختصاصی سید علی حق شناس با پایگاه اینترنتی انجمن صنفی کانون تکواندوکاران ایران(بخش چهارم)

سید علی حق شناس:

بیست سال دیگر هم بگذرد قانون شکنان را به

سزای اعمالشان خواهیم رساند.

در بخش ها ی پیشین مطالب مهمی در خصوص  فعالیت کانون تکواندوکاران به ویژه سال های نخست  را از زبان موسس این نهاد شنیدیم با هم بخش چهارم این گفت و گو جذاب را پی می گیریم.

 

 در پایان سال 81 بود که از فدراسیون تکواندو شکایت کردید. به دلیل همین کارشکنی ها بود؟

هرچه جلو تر می رفتیم پیشکسوتان و تکواندوکاران بیشتری جذب کانون می شدند.  خوب این برای معاندانی که عمر کانون و تاپ تکواندو را دو ماه می دانستند خیلی سخت بود . این بود که شروع کردند به فعالیت علیه یک تشکل نوپا در دستگاه های دولتی.از ابتدای سال 81 چندین بار اخطار داده بودم که با کارشکنان از طرق قانونی برخورد خواهیم کرد.

ظاهرا جدی نمی گرفتند؟

هیچ گاه حرفی را نزده ام که انجامش نداده باشم. به طور حتم جدی نمی گرفتند که به کار هایشان ادامه می دادند. اما وقتی 28 اسفند 81 مامور کلانتری را در فدراسیون دیدند فهمیدند که با کسی شوخی نداریم و مملکت قانون دارد.

واکنش سازمان تربیت بدنی چه بود؟

اساسا ساختار دولتی ورزش ما حضور نهاد های مدنی در ورزش را بر نمی تابد. همان طور که صحبت شد در سال 78 اولین تیم ورزشی غیر دولتی را با هزینه شخصی به تورنمنت معتبر آیندهون هلند اعزام کردیم. فدراسیون تکواندو که تاپیش از آن اطلاعی از وجود این گونه تورنمنت ها نداشت و تیم هایش را به تورنمنت های درجه 4 و 5 آلمان اعزام می کرد با حمایت مستقیم  آقای هاشمی طبا (معاون وقت رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی) مانع از حضور ما در این رقابت ها شد. پیش از اخذ پروانه فعالیت کانون در سال 80 ، آقای مهر علیزاده رییس وقت سازمان تربیت بدنی  به وزیر کشور نامه ای ارسال کرد که در آن نوشته بود به کانون تکواندوکاران و در کل به هر انجمن صنفی ورزشی بدون هماهنگی ما مجوز ندهید.در حالی که طبق قانون اساسی و قانون احزاب ، انجمن های صنفی نیازی به تاییدیه نهاد دولتی مربوطه ندارند چون در این صورت که دیگر نهاد مدنی نیستند. وقتی با  ثبت کانون در قوه قضاییه به طور قانونمند کار را شروع کردیم ، باز هم از حجم کار شکنی ها کم نشد.

یعنی سازمان تربیت بدنی به طور مستقیم در سرکوب کانون نقش داشت.

بله . در سال 82 بود که در مصاحبه ای که با یکی از نشریات ورزشی داشتم مستقیماً از عملکرد آقای مهر علیزاده در قبال نهاد های مدنی انتقاد کردم . از آن به بعد از مدیران کل گرفته تا معاونان سازمان تربیت بدنی علیه کانون تکواندوکاران اقدام به صدور بخشنامه و دستور العمل به سراسر کشور کردند و همراه با رییس فدراسیون تکواندو به طور مرتب و یک سویه در صدا و سیما ظاهر می شدند تا جلوی کار یک تشکل نوپا را بگیرند.

آیا وزارت کشور که حکم متولی انجمن های صنفی را داشت به شما کمک کرد؟ 

در آن ایام یک روز به وزارت کشور رفتم . رییس وقت ادراه سوم سیاسی وزارت کشور رو کرد  و به من گفت: چه کار دارید می کنید در این کانون ؟ به شوخی گفتم داریم مواد مخدر توزیع می کنیم چه کار می کنیم؟! با دست خالی داریم کار می کنیم .گفت  که هر روز مسئولان ارشد سازمان تربیت بدنی از جمله معاون  فنی سازمان این جا هستند و در جلسه کمیسیون ماده 10 احزاب حاضر می شوند . این ها می خواهند که مجوز شما را باطل کنیم. عین عبارتش که چند بار تکرار کرد این بود که «دولت رسماً متعرض شما است». همان دولتی که مدعی مردم سالاری و جامعه مدنی بود! وزارت کشور طبق قانون موظف بود تا  مجوز نمایندگی ها ی ما را در استان ها امضاء و تایید کند. اما مدیر کل وقت سیاسی وزارت کشور نه مجوز ها را امضاء می کرد و نه به ما وقت ملاقات می داد. این در حالی بود  که در کمتر از دو سال اولین مدارس تکواندو ایران را راه اندازی کرده ، مربیان و داوران را خود آموزش داده بودیم و با حجم بالای کارشکنی چهار ده  دوره مسابقه را برگزار کرده بودیم . در دومین دوره مسابقات کشوری کانون نزدیک به ۹۰۰ تکواندوکار که جمعیتی تکرار نشدنی در تکواندو ایران است شرکت کردند. در آن دوران سه ضلع فدراسیون تکواندو - سازمان تربیت بدنی و وزارت کشور به طور غیر قانونی و با اعمال قدرت به اشکال مختلف از فعالیت ما ممانعت به عمل می آوردند . برای بچه های ما در شهرستان ها مأمور می بردند، شب مسابقه سالن را از دستمان خارج می کردند و اقدام به هتاکی- تهدید و ارعاب اعضایمان می کردند.  با هماهنگی این سه ارگان ، نخستین سازمان مردمی و کارنامه دار ورزش ایران و نمایندگی هایی که با خون دل در استان ها و شهرستان ها راه اندازی کرده بودیم، صدمات و لطمات اساسی را متحمل شدند. حتی نامه اعتراض ما به رییس جمهور وقت نیز تاثیری نداشت.

به رغم تمام این فشار ها ما شاهد هستیم که شما در اواخر سال ۸۳ اتحادیه متخصصان ورزش های رزمی که اختیاراتی  به مراتب بیشتر از کانون دارد را با مجوز قوه قضاییه تاسیس و تاپ تکواندو را نیز مستقل از کانون کردید. ضمن این که در سال ۸۵ جمعیت سازمان های غیر دولتی ورزش را راه اندازی نمودید. با این ابزار حقوقی آیا باز هم شاهد مانع  تراشی بودید.

ما در دوره آقای علی آبادی هم دو سه چالش جدی با سازمان تربیت بدنی داشتیم. اساساً ساختار دولتی ورزش ایران حضور نهادهای مدنی را برنمی تابد. اما من به تاریخ ورزش ایران می گویم که اصلاح طلبان ،بزرگ ترین ضربات را به نهاد های مدنی ورزش وارد کردند.

این حرف شما یعنی این که دارای یک خط سیاسی مشخص هستید؟

من فرد مستقلی هستم. این ها را که گفتم عین حقیقت بود.  در همین انتخابات مجلس هشتم برخی طیف ها به دنبال این بودند که از گروه آنان در انتخابات شرکت کنم. اما به اتفاق جمعی از متخصصین  لیست مدیران مستقل ورزشی دادیم و به رغم مستقل بودن رای بالایی هم  آوردیم.

 شکایت شما از رییس فدراسیون تکواندو در نهایت به کجا انجامید؟

همان طور که صحبت شد در سال 81 به دلیل نشر اکاذیب ، توهین و تشویش اذهان عمومی شکایت خود را مطرح کردیم. شعبه 1040 مجتمع قضایی شهید قدوسی تهران در سال 82 رأی به محکومیت رییس فدراسیون تکواندو داد.اما چندی بعد به رغم اعتراض ما به حکم صادره،دادگاه وقت تجدید نظر استان تهران رای دادگاه بدوی  که حداقل حقوق این تشکل را تامین می کرد نقض کرد و در کمال شگفتی رای به برائت متهم داد. از همان روز پیگیر حق پایمال شده این تشکل و اعضای آن در  مراجعی از جمله دیوان عدالت اداری بوده ایم که نتیجه نگرفته ایم. به تازگی نامه ای به آیت الله لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه نوشته و در آن خواستار تشکیل دادگاهی صالحه برای رسیدگی به این پرونده شده ایم که امیدواریم  شاهد اجرای عدالت باشیم.

برخی مطرح می کنند که مشکل شما با رییس فدراسیون شخصی است به طوری که  وی نیز شکایت متقابلی از شما در آن زمان مطرح کرد. نظر شما در این خصوص چیست.

شکایتی که  مطرح شد فقط برای منحرف کردن مسیر دادگاه بود. اگر این شکایت به حق بود، باید به من هم  تفهیم اتهام می شد و با وثیقه آزاد می شدم. وقتی مدارک این شکایت  ارائه شد، قاضی مربوطه گفت: آقا جمع کن  من در این ها توهینی نمی بینم.

شاید فردی با من مشکل شخصی داشته باشد ولی من به هیچ وجه خصومت شخصی با هیچ کس ندارم. از ابتدا هم، این  افراد دیگر بودند که به طور مرتب پاپیچ ما شدند. ما تا کنون فقط از حقوق شرعی و قانونی مان دفاع کرده ایم.

پس حداقل از سوی شما موضوع، شخصی نیست؟

در سال ۸۲ و در بحبوحه دادگاه ها ، یکی از کارمندان نزدیک آقایان که به تازگی از آنان جدا شده بود نزد من آمد. از طرف افرادی بود که ظاهراً با وی سال ها بود که مشکل داشتند. این فرد  که مرد جا افتاده ای بود اسنادی را برای من آورد و به شدت اصرار داشت تا علیه فردی خاص به کار بگیرم. آن ها می خواستند  با گروه آنان در جهت رسیدن به مقصودی به اصطلاح متحد شوم.

شما چه جوابی دادید؟

به او گفتم به رغم تمام ضرباتی که این فرد به من و تشکیلاتم زده است ، من با دیگر مسایل ایشان کاری ندارم و قضاوتش در حیطه من نیست.  گفتم ما به  دنبال احقاق حقوق پایمال شده  خود و اعضایمان از راه درست آن  هستیم. دو سه مرتبه آمد، بعد از دست من خیلی ناراحت شد و رفت. من مشکل شخصی با احدی ندارم ولی مطمئن باشید که اگر بیست سال دیگر هم بگذرد و عمر کفاف دهد به یاری حق، قانون شکنان را قانوناً به سزای اعمالشان خواهیم رساند.

می توانیم این حرف شما را تیتر کنیم.

(خنده)تیتر درشت بزن.

ادامه دارد...

 

برگرفته از پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ایران
  
نویسنده : روابط عمومی انجمن ساواته ایران ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱
تگ ها :

سیدعلی حق شناس:اگر یک روز پول به فدراسیون ها تزریق نشود احدی در آن ها کار نمیکند

 

سید علی حق شناس:

اگر یک روز پول به  فدراسیون ها تزریق نشود احدی در آن ها کار نمی کند
.

 

گفت و گوی اختصاصی پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران با استاد سید علی حق شناس همان طور که انتظار داشتیم مورد توجه علاقه مندان قرار گرفته است. در ذیل بخش سوم این گفت و گوی جذاب را با هم پی میگیریم.

 

ما در پایگاه اینترنتی کانون صفحه ای داریم به نام تاریخچه کانون تکواندوکاران که در آن به طور مستند، کارشکنی های سازمان تربیت بدنی و فدراسیون تکواندو در طول این سال ها بازگو شده است. اما این ها روی ماجرا هستند، قطعا در پس هر بخشنامه و تهدید مکتوب و ... ماجراهای زیادی نهفته بوده است، اگر مقدور است خوشحال می شویم بخشی از این کارشکنی ها که شما در عمل با آن درگیر بودید را در حد امکان برایمان بازگو کنید.

به نکته خوبی اشاره کردید. شما فکر کنید که فقط یک کدام از این نامه ها کافی بود که دودمان هر تشکل نوپایی را برای همیشه بر باد دهد. خودشان از روز اول می گفتند این ها تا دو ماه دیگر کارشان تمام است.

البته شما در مسابقات کشوری در سال 85  گفتید که بی صبرانه منتظر  تحقق وعده دو ماهه این آقایان هستید.

درست است. من روزی که این کار پر رنج را شروع کردم قسم خوردم که تا آخرش بروم. تاوان های شخصی زیادی هم دادم اما پای کاری که با اعتقاد انجام دادم تا آخر می ایستم. درمورد کارشکنی ها باید بگویم فردی که به خود اجازه می دهد با سوء استفاده از مقامش در سربرگ یک ارگان که متعلق به بیت المال است به دیگران توهین کند ، مردم را تهدید نماید  و آن را منتشر کند، ببینید حاضر است برای حفظ مقام و میزش تا کجا ها برود .از روز اول به طور رسمی تکواندوکاران را می ترساندند که وای به حالتان اگر با این ها کار کنید.

اما تمام استان ها سمت ما می آمدند. می گفتند با این کار هایی که کردیم مگر این ها می توانند کار کنند. اگراین ها  توانستند یک مسابقه برگزار کنند. اولین گروه مربیان و داوران کانون را که آموزش دادم هفته بعدش اولین مسابقه برگزار شد.

بخشنامه به استان ها را بعد از این مسابقه زدند؟

 بخشنامه ای را یک سال قبلش صادر کرده بودند.اما وقتی دیدند با تشکیلات جدی طرف هستند، پس ازبرگزاری  اولین مسابقه، پیرو بخشنامه اول، اقدام به صدور بخشنامه های دیگر کردند.  از این جا  بود که درگیری و پاپیچ شدن آن ها به ما شکل جدی و سازمان یافته تری به خود گرفت.

به طور دقیق  چه کار می کردند؟

به شدت روی مسابقه برگزارکردن حساس بودند. به عنوان مثال ما سالن را به طور قانونی اجاره می کردیم و بهایش را پیشتر می پرداختیم. اما با رابطه سعی می کردند سالن را از دست ما در بیا ورند.

دومین دوره مسابقات بود. سالن حیدر نیا را گرفته بودیم.

دو دست شیاب چانگ لازم داشتیم. یکی را باید از تهران جوان می آوردیم و دیگری را از باشگاهی در لویزان. ساعت 5 عصر که یکسری وسایل را بردیم حیدر نیا، مسئول سالن گفت اگر تا ساعت 8 وسایلتان را کامل نیاورید، سالن را به فرد دیگری اجاره می دهیم و ... گفتم دارند کارشکنی می کنند. اول رفتیم لویزان، وسط راه وانتمان خراب شد. خلاصه ساعت 12 شب رسیدیم حیدر نیا. در را باز نکردند. به بچه ها گفتم تشک ها را خالی کنید جلوی در. بعد رفتم تهران جوان، دیدم کسی نیست.  رفتم در خانه آقا محمود(مشهدی رجب) کلید دستش بود و پیغام داده بود که من خانه ام.طرفای ساعت 1:30 بود که با ایشان دو نفری تشک ها را بار وانت کردیم و من رفتم حیدر نیا. ایستادیم تا صبح شد . مسئول سالن که حسابی او را ساخته بودند باز هم ممانعت می کرد. خلاصه کارشان را بی اثر کردیم و مسابقه را برگزار کردیم.

شنیدیم اولین دوره تاپ تکواندو هم خیلی فشار آوردند.

برای تاپ تکواندو که سنگ تمام گذاشتند. از دو هفته قبل از مسابقه، قراردادمان را با سالن مربوطه محکم بسته بودیم. پنج شنبه شب یعنی شب پیش از مسابقه من رفتم رینگ را از یکی از باشگاه های شرق تهران با یک خاور آوردم. ساعت 6 یا 7 غروب بود، نزدیک سالن که شدم از چهره بچه ها فهمیدم که خبری شده است. حفاظت  مجموعه می گفت  به ما دستوری ابلاغ نشده و با ما هماهنگ نشده است. فردا هم  ،سالن در اختیار فوتسالی ها است. خلاصه مسئول اصلی را نیمه شب دم در خانه اش ملاقات کردم و موضوع حل شد. ساعت 3 بامداد بود که وارد سالن شدیم. داشتیم رینگ را می بستیم که دیدیم پیچ های رینگ را خاور برده است. بلافاصله دو تا از بچه ها را سراغ یکی از دوستان تراش کارم فرستادم و در کارگاه او پیچ رینگ را ساختیم.

الان که شما این ها را تعریف می کنید نفس من می گیرد. بالاخره مسابقه برگزار شد.

معلوم است که برگزارشد. اتفاقاً بسیار عالی و با کیفیت. برای اولین بار در ایران هوگو را در مسابقات رینگی برداشتم و فایتر ها در رینگ و در سبکی کاملا آزاد بدون هوگو و با لباس رسمی تاپ (تاپ تکواندو) مبارزه کردند.خودم از اولین فایت تا آخرین فینال پای رینگ بودم. فینال ها هم با روش نورپردازی جدید که تازه دو سه سالی است در ایران باب گردیده ، برگزار کردیم.

آیا باز هم جلوی کا را می گرفتند؟

این تازه اول کار بود. آن ها می زدند و ما کار خود را می کردیم. بعد از چند مسابقه، دو تا سه سالن را همزمان اجاره می کردیم. در همان سال اول 11 دوره مسابقه برگزار کردیم، برای اولین بار در ایران دو  مدرسه تکواندو تاسیس و به بهره برداری رساندیم . بهترین داوران و مربیانمان را در همین سال ساختم. یادم است یکی از نشریات طرف دار آقایان تیتر زده بود که کانون تکواندو کاران زمان را هم جواب کرد.

شما در واقع از همان اول طوری مجموعه را پی ریزی کردید که هیچ نیاز مالی و فنی به جایی نداشته باشید.

اول کار می گفتند این ها فنی نیستند، علمی نیستند. من هم گفتم آقایان فنی! لطفا سوابق فنی و تحصیلیتان را رو کنید تا ما هم بدانیم. یک داور و مربی از فدراسیون در مجموعه مانبود. همین استاد شما آن زمان بیست سالش بود که مربی و داور شد.برخی قدیمی ترها می گفتند، این ها جوانند چرا به این ها پا می دهید و قضاوت های سخت را به آنان می دهی و ...بعدا فلان می شوند.اما همین نوجوان ها حالا از بهترین های ما هستند.

البته شما با انتشار سوابقتان خیلی چیزها را ثابت کردید؟

من خود راضی به انتشار سوابق نبودم.

چرا؟ فکر نمی کنید با آن همه ترور شخصیتی که برای شما انجام می دادند، این کار تو دهنی محکمی به آن ها بود؟

مسأله همین بود. آن ها چون در میدان نتوانستند مردانه مبارزه کنند،شروع کردند به تخریب شخصیتی. هر چه می خواستند راجع به من می گفتند و پخش می کردند و همه چیز را وارونه جلوه می دادند. من حتی اول کار کانون در جلسه هیأت مدیره گفتم مصاحبه ها را فرد دیگری انجام دهد. زمان مربی گری و بازیکنی به اندازه خودم و به قدر کافی در جراید بودم و به این چیز ها دلبستگی نداشتم. یکی از اعضا را پیشنهاد دادم. برخی به شدت مخالفت کردند. گفتم این هم یکی از دستورات جلسه است و باید رای گیری شود. همه به جز خودم و نفر پیشنهادی ام به مصاحبه کردن من با رسانه ها رای دادند.

این زمان ابتدای کار کانون بود؟

بله سال 80 بود. چون کار را تازه شروع کرده بودیم ،خبرگزاری ها و روزنامه ها شروع کردند به تماس گرفتن و مصاحبه کردن تا ببیند جریان چیست.آن زمان برای خیلی از مردم واژه غیر دولتی مترادف بود با غیر قانونی. مرتب باید توضیح می دادیم. بعد شنیدم که در جزء یکی از حرف هایی که برایم ساخته اند این است که عاشق شهرتم. راجع به انتشار سوابق نیز باز اعضای شورای مرکزی اصرار کردند که  این کار لازم است و باید صورت بگیرد. اما زیر بار نرفتم. تا این که یک روز شاگردانم از یکی از استان های شمالی آمدند دفتر و گفتند استاد، فدراسیونی ها و دیگران جای خود. این آقایی که یک روز در باشگاه سرباز کلی از او تعریف و تمجید کردی، آمد شمال و با تمسخر گفت: فلانی که دان چهارش را من برای او بستم و ....

 چند سال پیش از آن نیز این آدم با معرفت که خیلی ها فکر می کنند مربی من بوده است، از این حرف ها ی گنده تر از دهنش راجع به من زده بود.  آن سال ها وقتی به او گفتم ، به کلی انکار کرد و قسم خورد که چیزی نگفته و گفت که می خواهند بین ما را خراب کنند. وقتی بچه ها این راگفتند گوشی تلفن را برداشتم و بعد از یکی دو سال به او زنگ زدم. اول مرا نشناخت، گفتم من همانی هستم که دان چهارش را بستی. گفتم تو خجالت نمی کشی مرد حسابی... از این جا بود که فهمیدم شب و روز کارکردن ما، چه خار چشمی شده است .خلاصه گفتم سوابق را منتشر کنید.

من آن پوستر شما که برای دومین دوره تاپ تکواندو قهرمانی کشور چاپ شد و سوابقتان در آن درج گردید را نقطه عطفی در فعالیت های کانون و تاپ تکواندو می دانم.

بله حاسدان همه جمع شده بودند که مجموعه مارا که با عشق کار می کرد زمین بزنند. اما عزت و ذلت دست کس دیگری است .خدا را گواه می گیرم که از روز اول این مجموعه تا کنون از چهار تا صد  برابر هزینه ای که درآمد داشتیم را خرج کرده ایم. فدراسیون با آن همه امکانات از سال 80 که ما شروع کردیم تا کنون از تکواندوکاران برای مسابقات کشوری  از 5 هزار تا 20 هزار تومان ورودیه می گیرد. اما ما که برای گرفتن یک سالن هزار مشکل داریم و حتی برای صندلی داورانمان هم پول می دهیم از 500 تومان تا 6 هزار تومان ورودیه گرفته ایم و سرویس دهی که انجام دادیم با آن ها قابل قیاس نیست.باور کنید اگر یک روز پول در این فدراسیون ها تزریق نشود احدی در آن ها کار نمی کند. یعنی عرضه اش را هم ندارند. من افتخار می کنم پشت میزی نشسته ام که با دست و دست رنج خودم آن را خریده ام.

 

ادامه دارد...

 

برگرفته از پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ایران
  
نویسنده : روابط عمومی انجمن ساواته ایران ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱
تگ ها :

سید علی حق شناس:کانون تکواندوکاران و تاپ تکواندو فرزندانم هستند.

 

سید علی حق شناس:

کانون تکواندوکاران و تاپ تکواندو فرزندانم هستند.

  گفت و گوی اختصاصی سید علی حق شناس با پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ( بخش دوم) [به مناسبت دهمین سالگرد تاسیس کانون تکواندوکاران و نهمین سالگرد تاسیس تاپ تکواندو].


 

شما در سال های ۷۴ و ۷۵ مربی تیم های ارتش بودید؟ آیا نظامی بودید.

[خنده ] مشخص است که نظامی بودم .

نه منظورم این است که عضو کادر بودید یا وظیفه بودید؟

من سال ۷۳ عازم خدمت مقدس سربازی شدم.آن زمان قهرمانان در تیم های فتح و دیگر تیم های سپاهی بودند. من  مثل یک آدم عادی رفتم و تقسیم شدم .

چه طور شد مسئولیت تیم ارتش را بر عهده گرفتید.

بعد از شش ماه آموزشی و گرفتن درجه گروهبانی، یک روز حفاظت اطلاعات پادگان من را خواست. رفتم دیدم از طرف فرمانده ارتش برایم امریه آمده است.. افسر حفاظت به من گفت تو مگر چه کاره ای که فرمانده کل ارتش برایت امریه فرستاده و چند تا تیمسار دنبال کارت هستند. از قضا خودش دان دو شوتوکان بود. بعد ازاین که جریان من را متوجه شد، کمک کرد تا انتقالم سریع انجام شود. من به عنوان مدرس رزمی به آموزشگاه نظامی نزاجا منتقل شدم و بعد تیم های نیروی زمینی و  ارتش را دست گرفتم.

می گویند شما خیلی به سربازان و کادر تیم سخت می گرفتید.

همه تکواندوکار بودیم. با همه رفیق بودم.در اولین جلسه پیش از همکاری ام ، خیلی ها از جمله بچه های تیم شاهد بودند که من نمی خواستم آن  مسئولیت را قبول کنم . در آموزشگاه نظامی و دانشگاه افسری راحت بودم. اما خیلی پافشاری کردند. من اگر مسئولیتی را بپذیرم در آن جدی عمل می کنم.

البته نتیجه هم گرفتید.

آن سال ها تیم های ارتشی زنگ تفریح بودند.دوره قبل، یکی بالای سر تیم بود که فقط برای دیگران حاضری میزد و خداحافظ. .تیم نیروی زمینی در دسته دوم تهران نهم شده بود. خلاصه امتیاز دسته یک را خریدیم. تمام مرخصی ها، ۴ ماه به جز موارد ضروری لغو شد و هر روز  صبح و بعد از ظهر تمرین می کردیم. سال ۷۵ علیرغم این که یک تیم سرباز بودیم که تربیت بدنی ارتش و نزاجا حتی یک ریال هم برایش هزینه نکرده بود در مسابقات لیگ سوم شدیم و در نیرو های  مسلح نایب قهرمان شدیم. برخی از بچه های آن زمان راکه تصادفی می بینم و الان مربیان به نامی هستند ،می گویندما تازه با تمرینات آن سال ها فهمیدیم تکواندو چیست.

در سایت شخصی شما این طور نقل شده که در سال های 71 تا 76 به اردو های تیم ملی دعوت می شدید ولی برخی عناصر مانع حضور شما بودند.

آن زمان مثل حالا نبود که رسانه ها روی تکواندو متمرکز باشند. خیلی ها تکواندو را نمی شناختند. این بود که برخی افراد هر کاری که می خواستند می کردند و کسی که رابطه بهتری داشت یا از تیم مطرحی در لیگ بازی می کرد، از بیست نمره ، فی المجلس ده نمره راداشت. این را تمام هم دوره ای های من شهادت می دهند. فلان مربی تیم ملی با فلان بازیکن که چند سفر با هم خارج رفته بودند، رابطه خوبی داشت،حتی فایتر مظلومی که چند بار بازیکن مورد نظر آقایان را می برد به راحتی حذف می شد.

یعنی بازیکنی که می برد را انتخاب نمی کردند.به همین راحتی؟!

آن قدر انتخابی می انداختند تا بازیکن ببازد. ممکن بود 4 یا 5 بار انتخابی بگذارند.

با شما هم همین برخورد را کردند.

در تیم های ملی به همین سبک عمل کردند. برخی آقایان دوست داشتند بروم و از  تیم های آنان در لیگ حاضر شوم. وقتی جوابم منفی بود.به اصطلاح لج کردند. از من خوششان نمی آمد. یادم است سال 76 که در تیم فرهنگسرای بهمن بودم  بعد از دو سه بازی یکی از مسئولین گفت تو باید الان در تیم ملی باشی... چرا تو را دعوت نمی کنند؟ جالب آن بود که آن سال یک سری معیار ها برای حضور در انتخابی تیم ملی گذاشته بودند که من همه را داشتم. به اصرار دوستان شب انتخابی رفتم فدراسیون و به یکی از آقایان گفتم؛ چرا اسم من نیست. گفت شماحائز شرایط نیستید. گفتم این مدارک من. چند تن از قدیمی ها هم بودند، نتوانست چیزی بگوید. گفت درست است صبح بیا انتخابی. صبح که رفتم روی باسکول ، گفت تو به من گفتی وزن پنجمی نه وزن ششم! ساکم را برداشتم آمدم بیرون.

در نیروهای مسلح و دانشجویان هم همین طور بود.

به رسم معمول ۴ یا ۵ بار انتخابی انداختن برای خط زدن یک آدم بی پارتی، چیز تازه ای نبود. اما در این اردوها  اتفاق بسیار جالبی شاید برای اولین بار رخ داد و آن انتخابی زدن من در چند نوبت آن هم نه با حریف هم وزن بلکه با چند حریف از چند وزن.یادم است وزن اول تیم به مزاح گفت من می روم گرم کنم، الان می گویند بیا با حق شناس انتخابی بزن.

جداً؟ آخر چه طور؟

چطورش را باید از مسئولان آن زمان پرسید. سال ۷۵ در اردوی نیرو های مسلح من ۷۲ کیلو بودم. از ۶۶ کیلو تا ۸۲ کیلو انتخابی زدم. در آخرین انتخابی با یک وزن پایین تر، با یک امتیاز بازی را واگذار کردم و بالاخره آقایان نفس راحتی کشیدند. درسال ۷۷ در تیم منتخب دانشجویان هم این اتفاق افتاد، وزن ششم بودم،از ساعت ۶ عصر تا ۲ بعد از نیمه شب از وزن چهار تا وزن هفت انتخابی زدم و همه رابردم.

بعد چه شد؟

منتظر اعلام اسامی شدیم. شروع کردند وزن های انتخاب شده را خواندن. نمی خواهم اسم ببرم ولی خیلی از مسئولین اداری و فنی شاغل در تشکیلات فعلی دولتی تکواندو  در آن جا حضور داشتند. به وزن ششم که رسیدند، گفتند وزن ششم را اعزام نمی کنیم! من هم مطابق همیشه با همه دست دادم و آمدم بیرون.

بعد از این بود که دست به تأسیس کانون زدید؟

به فکر چاره افتاده بودم.اوایل سال ۷۸ بود که تصمیم گرفتم با هزینه شخصی تیمی را به تورنمنت معتبر برون مرزی اعزام کنم . این بود که با بچه های تیم (بهنام) و همکاری تربیت بدنی یکی از نهاد های نظامی تیمی را با هزینه شخصی آماده اعزام به هلند کردیم. اما فدراسیون تکواندو با حمایت سازمان وقت تربیت بدنی و با پی گیری مستمر مانع از حضور ما در این تورنمنت شدند.

چه طور؟

بعد از سه تا چهار ماه دوندگی بر اساس دعوت فدراسیون هلند  و با پی گیری مستمر یکی دوستانم در وزارت خارجه هلند موفق شدیم از سفارت ویزا بگیریم . اما وقتی به سالن مسابقات رفتیم. ما را راه نداند .هلندی ها گفتند  دیشب، یعنی وقتی ما در هواپیما بودیم ، فکس زده ایم که نیایید! تیم ایران شده بود مسخره تیم های دیگر. از سال 77 به دنبال اخذ مجوز فعالیت بودم اما چون در لیگ تیم داری می کردم و نیمچه ارتباط حسنه ای با برخی آقایان داشتم، کار ها را به روال معمول اداری سپرده بودم . اما بعد از این مساله با جدیت بیشتری تاسیس انجمن صنفی کانون تکواندوکاران ایران را که در واقع پیش از تاپ تکواندو فرزند نخستم است پی گیری کردم.

تاپ تکواندو را گفتید،از فحوای صحبت های شما این را متوجه می شوم که فکر ابداع سبک آزاد تکواندو از  سال های دهه ۶۰  است که در شما شکل گرفت.

 تکواندو پومسه فقط مختص ضربات پا، آن هم کمر به بالا است. در مسابقات تکواندو آن زمان  اصلا کسی ضربه دست نمیزد. دوتا پا میزدند و بعد همدیگر را بغل می کردند . آن قدر می ایستادند تا داور فرمان  کالیو [ جدا] می داد. خوب این طور مبارزه کردن بین رزمی کاران باعث سرشکستگی بود . از دیدگاه رشته های دیگر انصافا تکواندو یک ورزش رزمی محدود و کنترلی مشابه کان ذن و گوجوریو بود. حق هم داشتند. بهترین تکواندو کاران جهان، همین الان هم اگر یه گِدان [ضربه مستقیم ساق پا  به ران حریف، اصطلاح کیوکوشین] بخورند تا شش ماه می خوابند. بعد از تاسیس تاپ تکواندو بود که  فدراسیون جهانی تکواندو کمی به فکر جذاب کردن این رشته  افتاد و شیاب چانگ را کوچک کرد و به ضربات دست تا اندازه ای اهمیت داد.آن سال ها اگر کسی  آزاد و رینگی کار میکرد می گفتند طرف فول کار است. چون فول کنتاکت [برخورد کامل] را رشته آزاد می دانستند. ما هم هرجا می رفتیم می گفتند این ها فول تکواندوکارند.

شنیده ایم شما می خواستید اسم دیگری را بر تاپ تکواندو بگذارید؟

نه چنین نیست. اسم خیلی مهم است ولی مهم تر ازآن محتوا، آداب و فنون یک هنر رزمی است که به آن اعتبار می بخشد.

این طور که در مطبوعات  و سایت های آن زمان است شما تاپ تکواندو را در یک کنفرانس مطبوعاتی آن هم در اولین سالگرد تاسیس کانون مطرح کردید. آیا برنامه ریزی کرده بودند؟

مسلم است که برنامه داشتیم. به جز یکی دونفر کسی خبر نداشت که تاپ (تاپ تکواندو) را رسماً می خواهم عنوان کنم. کانون یک سال بود که شروع به کار کرده بود و جا افتاده بود حالا بعد از سال ها روز موعود بود. اتفاقاً روز پیش از نشست خبری ،من برای بازدید از نمایندگی کانون به اهواز رفته بودم. صبح رفتم و شب برگشتم. در طول مسیر برگشت، هواپیما دو سه تا لرزش اساسی پیدا کرد که همه را وحشت زده کرده بود. پیش خودم گفتم دیدی این همه برای این روز دویدی آخر هم به مقصود نرسیدی. خلاصه با کلی دعا و صلوات ساعت ۱۱ شب سالم به تهران رسیدیم و صبح نشست خبری برگزار شد.

البته شما در سخن رانیتان در دومین دوره کشوری تاپ تکواندو (1382) اظهار داشتید که از اهداف اصلی تاسیس کانون راه اندازی قانونی تاپ تکواندو بود.

در سال های ۶۰ و ۷۰ به هیچ وجه شرایط و بستر قانونی برای تاسیس سبک آزاد تکواندو فراهم نبود. بعد از تاسیس تاپ تکواندو  هم آقایان گفته بودند که عالی شد ، حالا بهانه ما برای به هم زدن این تشکیلات کامل گردید. مرتب در تلوزیون می آمدند و می گفتند تو رو خدا با این ها کار نکنید... هر چه می خواستند می گفتند، بعد به سبک که می رسیدند،پر حرارت تر شروع می کردند که بله ،سبک این ها خطرناک است و ما تضمین آسیب دیدگی و  چه و چه را نمی کنیم .می گفتند این ها (کانونی ها) خودشان هم اذعان دارند که سبک شان خطر ناک است و ...

آیا شما هم دفاع می کردید؟

صدا و سیما که با آن ها بود.از دو ساعت قبل از حضور آقایان زیر نویس می رفتند که فلان کس میهمان برنامه است. اگر سوال دارید بپرسید. تا برنامه شروع می شد، مجری می گفت: خوب سلام آقای [پ] از کانون تکواندوکاران که این روزها خیلی سرو صدا به پا کرده است چه خبر؟! او هم شروع می کرد به تخریب. بعد چند نفر زنگ می زدند و سوال های هماهنگ شده می پرسیدند.

این ها مربوط به چه سالی است.

سال ۱۳۸۲ بود. آقایان به طور منظم در هر ۶شبکه سیماحاضر بودند. تمام فیلم هایشان را داریم .رادیو هم جای خود را داشت.

اعتراض نکردید؟

نامه می زدیم . پی گیری می کردیم اما ترتیب اثر نمی دادند. در روزنامه ها دفاع می کردیم. تمامی تشکل های ما مستقل است و در طول این سال ها به احدی اجازه دخالت نداده و نخواهیم داد.

ادامه دارد...

 

برگرفته از پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ایران
  
نویسنده : روابط عمومی انجمن ساواته ایران ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱
تگ ها :